روز طبیعت مبارک
اموزش بستن کروات
لوکسی گالری
مد لباس،جواهرات و هر آنچه لوکس است
از هم اکنون بر روی شما خواهد بود که افرادی که به دنبال کمک از شما!
گره کراوات ساده
گره کراوات کلاسیک است که به سادگی و نام خود را از سادگی آن می آید، که کمتر ظریف، به عنوان واقعی برای عروسی خود را مانند هر دیگر. کمی نامتقارن است و مناسب برای هر نوع یقه های پیراهن و کراوات است. با استفاده از این گره کراوات مثلث باید در ارتفاع کمر باشد.

کراوات دو گره ساده
یکی ترین پوشیده. این گره تنها با یک دور بیشتر است، این گره با کمی ضخیم تر است و دارای بهتر، بهتر است برای پیراهن collared گسترده تر به سبک ایتالیایی، و یا اگر شما کراوات بیش از حد طولانی است. علاوه بر این، این گره نیز کمی نامتقارن است.

کراوات گره بزرگ و بقچهای گره
پادشاه از گره و قطعا سخت ترین. خیلی زیبا و ظریف ساخته شده او را مشهور دوک ویندسور. به خوبی، گره باید کاملا متقارن است. شما باید یک گره گردن کاملا ضخیم مناسب برای ایتالیایی ها. قبل از انجام این کار به شما مقدار زیادی از پایان گسترده به ارائه تضمین، در غیر این صورت کراوات کوتاه در پایان می افتد.

کراوات گره نیمه ویندزور
ترکیبی میان گره و گره بزرگ کراوات. این بسیار آسان تر به گره ویندسور، اما در نتیجه گره متقارن است. این است که ضخیم تر از گره ساده، به طوری که همچنین می تواند برای ایتالیایی ها گردن مورد استفاده قرار گیرد.

هیچ بهانه ای برای شرکت در عروسی با گره کراوات مناسب وجود دارد!
پیام
چون جاده زندگی رو همینطور اومدیم و اومدیم بدون اینکه به علائم کنار جاده توجه کنیم ، یک دفعه هم می بینیم که رسیدیم به آخر خط ، غافل از اینکه بعضی جاها رو اصلاَ "عبور ممنوع" اومدیم !
عید نوروز

سال تولید ملی
و حمایت از کار و سرمایه ایرانی مبارک
دهه فجر
دهه فجر يادآور حماسه سازان مکتب عاشورا گرامي باد

معلم
شوخی با داستان های دوره دبستان
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.http://jvdz.blogfa.comبر گرفته از
موبایل
اگر هر روز شارژش میکردید...!
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید...!
پایِ صحبتهایش می نشستید...!
پیغامهایش را دریافت میکردید...!
پول خرجش میکردید...!
براش زیور آلاتِ تزئینی میخرید...!
دورش یک محافظ محکم میکشیدید...!
در نبودش احساسِ کمبود میکردید...!
حاضر نبودید کسی نزدیکش شود حتی...!
مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید...!
همیشه و همهجا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی...!
و اگر همیشه....همراهِ اولتان بود.............
با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست...!
در ضمن اضافه میکنم الان هم که گوشی ها تاچی شده ، اگر همونقدر که گوشی رو تاچ میکنید ، همسرتون رو نوازش بکنید کلی خوشبخت می شوید








برای دسترسی سریع لطفا از آرشیو موضوعی وبلاگ وارد شوید.